تبليغاتX
آبادی دپ //جزیی از مکران

آبادی دپ //جزیی از مکران

قادر بخش ریسی

 
شکست های زندگی ، درهای پیروزی را می گشاید و خودپسندی درهای پیروزی را یکی پس از دیگری می بندد .

همیشه به خاطر داشته باشید که دنیا هرگز مدیون شما نیست ، زیرا قبل از شما نیز وجود داشته است

 

جان استیل
 
 
به سه چیز تکیه نکن ، غرور، دروغ و عشق ، آدم با غرور می تازد ، با دروغ می بازد و با عشق می میرد
نوشته شده در شنبه نهم اردیبهشت 1391ساعت 10:48 توسط قادربخش ریسی | |

این سد در استان سیستان وبلوچستان درحوزه استحفاظی شهرستان نیکشهر برای آبرسانی به بندر چابهار و کنارک وبرای آبیاری دشت پیر سهراب ساخته شده که در سال ۱۳۹۰توسط رئیس جمهور محترم جناب آقای دکتر احمدی نژاد افتتاح شد

نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 19:4 توسط قادربخش ریسی | |

این عکس ها از آبادی دپ می باشند

 

نوشته شده در دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 18:36 توسط قادربخش ریسی | |

نوشته شده در یکشنبه سی ام بهمن 1390ساعت 21:52 توسط قادربخش ریسی | |

خالی از هر چه که هست

خالی از هر چه که هست میشم….
از زمین سرد خاکی تا نگاهی
عاشقانه….
بغض شب توی گلو خیلی وقته که نشسته میدونم ….
با خودم میگم تلخی این زمونه رو میسپرم بدست باد ….
چشمامو میذارم روی هم , سیاهی پشت چشممو با یه رنگ خوب پاک میکنم…
یادمو میدزدمو میبرم به اوج
خاطرات گرم تو ….
با دلم آخرین اسم
تنهایی شبت رو فریاد میزنم ….
دست سردم میکشم تو خاطرات دلپذیر تو ……..
تا خیال ورت نداره فکر کنی رفتی از سرم ….
شمعدونی کنار باغچه رو در میارم …..
با یه بغل
آرزوهای داغ داغ میکارمش تو خاک سبز دل تو ….
و از لحظه لحظه های خواندنم هراسی نخواهم داشت…
یکرنگی نگاهم و با خاطرات نگاه تو موزون میکنم …..
یه ریتم میسازم برای سکوت قصه مون ….
حالا چشممامو باز میکنم به امید بودنت ….
خالی از هر چه که هست …
هستی, نیستی, هستی ….. هستی …..

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 11:10 توسط قادربخش ریسی | |


افلاطون گفته "روح" دایره است
و من دایره های روحم را کشف کردم!
پنح دایره دور روحم کشیدم، و خودم را در مرکز این دایره ها قرار دادم

در دایره اول نام افرادی را نوشتم که حال و هوای خوبی به من می دهند
و در دایره پنجم که دورترین دایره به مرکز بود
نام کسانی را که از دنیای من فاصله دارند و بیشترین کشمکش را با آنها دارم

همه ما دلمان می خواهد که احساسی خوب در مورد خودمان داشته باشیم
و گاهی اوقات نداریم!
گاهی حال و هوای ما در مورد خودمان بستگی به تاثیری دارد که دیگران روی ما می گذارند
به آنهایی که در دایره آخر هستند و سعی می کنند که اعتماد به نفس ما را از بین ببرند

نمی توانی کسی را مجبور کنی که دوستت داشته باشد
و گاهی حضور در کنار افراد نامناسب باعث می شود
حتی در مفایسه با تنهایی ات، بیشتر احساس تنهایی کنی ...

در چنین وضعیتی تلاش برای ایجاد تغییر و تحول
ممکن است باعث شود راهت را گم کنی
یا شاید باعث شود وجود خودت که تو را "تو" می کند را از دست بدهی

گاه سالها طول می کشد تا یاد بگیری چگونه از خودت مراقبت کنی
به همین دلیل بسیار مهم است
که افرادی را در اطرافت داشته باشی که دوستت بدارند
حتی گاهی بیشتر از آنچه که
خودت می توانی خودت را دوست داشته باشی

در مواجه با افراد از خودت بپرس
این فرد چه حسی در من ایجاد می کند ...
در کنار او می توانم خودم باشم؟
با او می توانم رو راست باشم؟
می توانم به او هرچه می خواهم بگویم؟
در کنار او احساس راحتی می کنم؟
وقتی او وارد می شود چه حسی به من دست می دهد؟
و وقتی می رود چه حالی می شوم؟
وقتی با او هستم احساسات واقعی ام را پنهان می کنم یا با او روراستم؟
آیا او باعث می شود احساس حقارت کنم یا به خودم ببالم؟

فلسفه وجود این 5 دایره، شناخت است، نه پیش داوری
پس با خودت روراست باش
با افرادی که در نظر تو بد خلق اند، مدارا کن
و خودت را مقید نکن که چون به صرف اینکه با کسی در سر کار و یا اوقاتی ممتد
هر روز زمانی را می گذرانی
باید او را در دایره اول و نزدیک به خودت جای دهی

در دایره اول افرادی را بگذار که از صمیم جان به آنها اعتماد داری
حتی اگر هر روز آنها را نمی بینی
ولی وجود آنها باعث حس خوب و ارزشمندی در تو می شود
از خودت بپرس
در مورد افکار و خواسته هایم به چه کسی می توانم اعتماد کنم؟
آنها همان کسانی هستند که در دایره اول جای دارند
با این افراد و در کنار آنها، قدرتمندی ...
ارزشهای مشترک با آنها داری
و با حضور آنها در زندگیت، دنیا را زیباتر می بینی
دوستان و همراهانی خارق العاده!

دایره دوم جای کسانی است که به رشد معنوی تو کمک می کنند
مربیان ... آموزگاران
و شاید هم افرادی که تنها برای وقت گذرانی خوبند
بیرون رفتن و خندیدن ...
چیزی به تو اضافه نمی کنند
ولی در عین حال هم باعث نمی شوند که حس بدی نسبت به خودت داشته باشی

دایره سوم همکاران و اقوامند
و شاید آدمهای خنثی، کسانی که نقش بسیار کوچکی در چند ساعت از زندگی تو ایفا میکنند
و تاثیر آنها نیز تنها همان چند ساعتی است که با آنها هستی
هیچ زمانی در غیر از ساعت ملاقاتشان به آنها فکر نمی کنی
و به راحتی می شود با فرد دیگری جایگزین شوند
افراد این دایره در محدوده کار و وظایفشان با تو هستند و لاغیر

دایره چهارم سر آغاز عزم راسخ توست!
آنها کسانی هستند که در کار تو اخلال ایجاد می کنند
افراد این دایره لزوما" با خود واقعی تو مرتبط نیستند
حتی ممکن است رییس اداره ای باشد که تنها دورادور با کار آنها در ارتباطی
افراد این دایره در زندگی اجتماعی و حرفه ات مهم هستند ...
در کنار آنها نمی توانی راحت باشی
و وقتی آنها را می بینی شاید حتی آشفته و پریشان شوی

دایره آخر جای دورترین افراد است
جای آدمهایی که به تو لطمه زده اند، تحقیرت کرده اند،
کسانی که همیشه به تو انرژی منفی می دهند
و احساسات زجرآوری را با آنها تجربه می کنی

خوب اکنون که جای هر کس را تعیین کردی
اجازه نده کسانی که در دایره آخر جای دارند
مستقیما" روح و روان تو را هدف قرار دهند
نگذار کسی اولویت زندگی تو باشد، وقتی تو فقط یک انتخاب در زندگی او هستی ...
یک رابطه بهترین حالتش وقتی است که دو طرف در تعادل باشند

شخصیت خودت را برای کسی تشریح نکن
چون کسی که تو را دوست داشته باشد به آن توضیحات نیازی ندارد
و کسی که از تو بدش بیاید، باور نمی کند!

وقتی دائم بگویی گرفتارم، هیچ وقت آزاد نمی شوی
وقتی دائم بگویی وقت ندارم، هیچوقت زمان پیدا نمی کنی
وقتی دائم بگویی فردا انجامش می دهم، آن فردا هیچوقت نمی آید!
وقتی صبح بیدار می شویم دو انتخاب داریم:
برگردیم بخوابیم و رویا ببینیم،
یا بیدار شویم و رویاهایمان را دنبال کنیم.
انتخاب با توست ...

ما کسانی که به فکرمان هستند را نگران می کنیم و حتی به گریه می اندازیم
و گریه می کنیم برای کسانی که حتی لحظه ای به فکر ما نیستند!
این یکی از حقایق عجیب زندگی است،
و اگر این را بفهمی،
هیچوقت برای تغییر دیر نیست!
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 11:50 توسط قادربخش ریسی | |

 تصاویری ازچابهار

     واین تصویری از باغات بلوچستان

نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1390ساعت 11:21 توسط قادربخش ریسی | |

در این تصویر شما یک نان می بینید که در بلوچستان یک نان سنتی

است  پرانیگ نام دارد که انرا داخل ریگزار با روشن کردن اتش می

پزند وبسیار خوشمزه است در قدیما نان اکثر کوچ نشینان بوده

 

 

در تاریخ ۱۸/۸/۱۳۹۰ یعنی روز سوم عید قربان با برو بچ رفته بودیم

دراطراف سد زیردان برای تفریح این عکس هارو گرفتم تا برای

دوستانم تو وب بذارم

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1390ساعت 11:43 توسط قادربخش ریسی | |

جمعه 13 آبان 1390 :: نویسنده : ویکی لی
        محمد جفاله دانشجوی رشته پرستاری ایرانشهر شب چهارشنبه  در خوابگاه علوم پزشکی بعلت برق گرفتگی جان خود را  دست داد.
        محمد جفاله که ساکن دزبن از توابع روستاهای بخش قصرقند که دوران تحصیلش را در پایه اول و دوم در دبیرستان دانشگاه چابهار و سوم دبیرستان و پیش دانشگاهی را در دبیرستان امام حسین (ع)نیکشهر با نمرات عالی فارغ التحصیل شده بود  متاسفانه شب چهارشنبه که برای رفتن به اتاق خودش که با درب بسته مواجه شده بود از اتاق کناری که دارای بالکن مشترک بوده با دست زدن به کولر آبی دچار برق گرفتگی شده و جان خود را بر اثر این حادثه از دست داده که بعد از یک ساعت دوستان وی متوجه عدم حضور وی شده و بعد از  یافتن وی در بالکن خوابگاه با جسد بی جان وی مواجه میشوند که کاری از گروه های امداد و پرستاری برنمیاد. و غروب پنج شنبه تشییع جنازه وی بود .مطمئن هستم بسیاری از دوستانش خبر نداشتند.
        و منطقه ما بازهم یک نخبه دیگر همچون دبیرستان دانشگاه را از دست داد. و متاسفانه متاسفانه هیچ مسوولی در استان پیگیر این مساله نیست و هیچ نماینده ای نداریم اگه داشتیم باید یک دفعه این سهل انگاری مسوولین استانی را پیگیری و آنها را بازخواست میکردند.
      آیا نباید این مسولین امنیت خوابگاه و ایمنی آن را در حداستاندارد بوجود بیاورند؟
براستی چه کسانی پاسخگوی مرگ فرزندان این دیار هستند ؟
چه کسی پاسخگوی زجه های فرزندان من و شماست؟
آیا آن لحظه آتش گرفتن چندتا از فرندان خود را دبیرستان دانشگاه می توانید تجسم کنید؟
ایا لحظه جان دادن  و برق گرفتگی جفاله  و جفاله ها را می توانید تجسم کنید ؟
هیچوقت نمی توانیم .....
باید مسولین استانی به همه پاسخگو و علت ها پیدا و نباید از خون انها بگذریم .
      عزیزان ! ما داریم بهترین و با استعدادترین جوان ها آینده ساز و نخبه را از دست می دهیم اما خیالمان نیست...
مسولین استانی که بدنبال گرفتن رضایت والدین هستند تا از حق خون فرزندانشان بگذرند شاید تا چند صباحی بیشتر بر صندلی مدیریت خود لم بدند.
 چه کسی پاسخگوی مرگ استعدادهای منطقه (که با سهل انگاری مدیران اتفاق افتاده)خواهد بود؟؟؟؟
بعد هم حتما دانش آموز یا دانشجوی کشته شده میشه مقصر و بقیه ....

این هم خبر از مهر:
مهر: رئیس دانشکده پرستاری و مامایی ایرانشهر گفت: یکی از دانشجویان ساکن در خوابگاهی در ایرانشهر بر اثر برق گرفتگی توسط کولر آبی جان باخت.

محمدعلی رضایی اظهار داشت: محمد جفاله دانشجوی ۲۲ ساله ترم سه رشته پرستاری در این دانشکده بود که شب گذشته بر اثر برق گرفتگی توسط کولر آبی درگذشت.

وی گفت: تمام وسائل برقی خوابگاه همزمان با شروع سال تحصیلی کنترل و از صحت عملکرد آن‌ها اطمینان حاصل شده است و بروز هرگونه مشکل در عملکرد این دستگاه‌ها قبل از موعد کنترل بعدی باید توسط دانشجویان ساکن در خوابگاه به سرپرستی گزارش شود.

وی افزود: بی‌احتیاطی دانشجو( !!!!!؟؟؟)در تماس با وسیله برقی به هنگام روشن بودن، موجب بروز این حادثه شده است.

عزیزالله امیریان رئیس بیمارستان خاتم الانبیاء (ع) ایرانشهر نیز در این زمینه بیان داشت: مرحوم محمد جفاله پس از انتقال توسط مرکز مدیریت حوادث و فوریت‌های پزشکی به این بیمارستان، به مدت ۴۵ دقیقه مورد احیاء قلبی - ریوی قرار گرفت که متاسفانه موفقیت آمیز نبود.

همچنین به گزارش اداره هوا‌شناسی دمای هوای ایرانشهر شب گذشته ۲۰ درجه سانتیگراد بالای صفر بوده است.


نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 11:53 توسط قادربخش ریسی | |

نوشته شده در شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 16:57 توسط قادربخش ریسی | |

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

جبران خليل جبران مي گويد......

هفت بار روح خويش را تحقير كردم ....

نخستين بار هنگامي ببود كه براي رسيدن به بلند مرتبگي خود رافروتن نشان ميداد..

دومين بار ان هنگام كه در مقابل فلجها مي لنگيد

سومين بار ان زمان كه در انتخاب  خويش بين اسان وسخت اسان را برگزيد

چهارمين بار وقتي كه مرتكب گناهي شد به خويشتن تسلي داد كه ديگران هم گناه مي كند

پنجمين بار انگاه كه به ضعف وناتواني از كاري سرباز زد وصبر را حمل برقدرت وتوانايي اش دانست

ششمين بارزماني كه چهره اي زشت را تحقير كرد در حالي كه نميدانست  ان چهره يكي از نقابهاي خويش است

هفتمين بار ..وقتي كه زبان به مدح وستايش گشود وانگاشت كه فضيلت است )))شايد كسي را كه با او خنديده اي فراموش كني اما هرگز كسي را كه با او گريسته اي از ياد نخواهي برد

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم مهر 1390ساعت 10:21 توسط قادربخش ریسی | |

رسم تولد  ....تولد وقتی کودکی متولد می شود تا یک هفته همه زنان روستا برای دیدن وتبریک گفتن به پیش مادر کودک میرند ومادر کودک بههشون شیرینی ویاحلوای محلی که ازآردوشیره خرما درست می شود بهشون میدهدویک هفته بعد ازتولد یک گوسفند ویابز قربانی میکنند که به این قربانی ششگانی می گویند ودرزیرگهواره کودک یک داس کوچک یا اره کوچک ومیذارند زیرا براین باورند که جن وشیاطین ازداس میترسند وبه کودک اسیبی نمی رساندوبعد ازینکه کودک به سن ماهگی۳رسید موهای سرش را درزیارت روستا می تراشند وبعد به سن ۶ماهگی رسید باز درزیارت دیگه سرش را می تراشند وتا یکساله شود واین زیارت ها عبارتند از توجان درروستای حمیری وپیرسهراب ....

 

نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 15:10 توسط قادربخش ریسی | |

نوشته شده در سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 12:13 توسط قادربخش ریسی | |

Design By : Night Melody

كد ماوس